ورود به نویسندگی بازیهای ویدیویی و اهمیت آن در بازی سازی
بازیهای ویدیویی همیشه به شکلی که امروز میشناسیم، نبودند. هر چقدر در صنعت بازیهای ویدیویی به سمت جلو حرکت میکنیم، اهمیت داستان و شخصیتپردازی خیلی بیشتر از گذشته اهمیت پیدا میکند و پلیرها هم کم کم به سمت بازیهایی میروند که داستان و روایت غنیتر و قویتری دارند. در گذشته بازیهای ویدیویی به این شکل نبودند و بازیها فرم سادهتر و کم لایهریزی شدهتری داشتند؛ بازیهایی مثل Pong یا Tetris که محوریت اصلی یا بهتر است بگویم کلی آنها روی گیمپلی و المانهای بنیادی بود که پلیر را سرگرم کنند.
اما وقتی بازیهای ویدیویی به عنوان هنر شناخته شد و مضامین مختلف هنری و هنرمندانه به آن اضافه شد، کم کم اتفاقات جذابی برای این صنعت رخ داد و هنرمندان مختلف اعم از بازیگران، نقاشها، موزیسینها و نویسندهها هم به سمت این صنعت کشیده شدند و امروزه برای ساخت یک بازی کامل، باید به خوبی از منابع انسانی هنرمند موجود بهره برد. اتفاقی که به عده در بین بازیهای AAA تکنفره و داستانمحور مشاهده میکنیم.
نوشتن بازینامه و نویسندگی بازیهای ویدیویی شاید مهمترین بخش یک بازی تکنفره و داستانی باشد و هر چقدر هم که گیمپلی بازی ساده و جلوههای بصری بازی ابتدایی باشد، یک داستان خوب و درگیرکننده میتواند برگ برنده یک پروژه باشد که گیمر را تا انتها با خود همراه کند. از بازیهای بودجه بالا گرفته تا بازیهای مستقل، داستان از مهمترین عاملهای پیروزی یک پروژه است و مثال واضح هر دو سمت قضیه را میتوان به بازیهای پربودجهای مثل The Last of Us: Part II و Red Dead Redemption 2 و بازیهای مستقلی مثل Return of the Obra Dinn و Little Nightmare ارتباط داد.
اما برای نوشتن یک داستان موفق و جذاب در صنعت بازیهای ویدیویی باید چه نکاتی را رعایت کرد؟ یک داستان اصولی و درست در بازی ویدیویی چه ساختاری دارد؟ در این مقاله از سری مقالههای بازیسازی، نگاه کلی به داستاننویسی بازیهای ویدیویی میاندازیم.
وضعیت و جایگاه فعلی داستان در ویدیوگیم
اگر فکر میکنید که نوشتن یک داستان برای بازیهای ویدیویی آسان است، از همین حالا به شما میگویم که شدیدا در اشتباه هستید. تا امروز بازیهای ویدیویی منتشر شدهاند که انواع و اقسام تابعشکنیها را در داستان انجام دادهاند و سورپرایز کردن مخاطبها با ارائه نوآوریهای مختلف در روایت و داستان کار بسیار سختی شده و تقریبا از بین صدها بازی که هر ساله منتشر میشوند، تعداد بازیهایی که از لحاظ داستانی بینقص هستند و مشابههای بسیار کمی دارند، شاید به بیست بازی هم نرسد!
بقیه بازیها بیشتر تکرار مکررات هستند و تنها نقطه قوتشان میتواند به نوع پیادهسازی آنها باشد؛ این بازیها شاید بتوانند در ابتدا جذاب و درگیرکننده باشند اما به مرور زمان در لیست بازیهای ماندگار تاریخ بازیهای ویدیویی ثبت نمیشوند و باید بتوانند حسی را به مخاطب منتقل کنند که تا قبل از توسعه آن بازی، عنوان دیگری موفق به انجام این کار نشده باشد. که این موضوع به عوامل زیادی بستگی دارد که یکی از آنها میتواند داستان بازی باشد و عوامل دیگر بستگی به تیمهای دیگر دارد که از مهمترین آنها میتوان به مهارتهای طراح بازی اشاره کرد که در مقاله دیگری راجع به ورود به طراحی بازیهای ویدیویی و اهمیت آن در بازی سازی برایتان گفتهایم.
نویسندگی در این صنعت تنها و بهسادگی یک شغل نیست و باید آن را به چشم موقعیتی نگاه کنید که میتوانید خلاقیت و توانایی خود در خلق دنیاهای جدید را بسنجید و مشخصا با این همه رقیب و نوآوری، کار سادهای نیست. شاید عامل ابتدایی که باعث میشود یک نویسنده در صنعت بازیهای ویدیویی به موفقیت برسد، این واقعیت باشد که نویسندهها از کار کردن در این صنعت به عنوان یک نویسنده لذت میبرند.
اما ساختار کلی نوشتار بازینامه در بازیهای ویدیویی چیست؟
پلات و ستینگ
ساختن پلات و ستینگ کلی داستان در یک بازی ویدیویی نمودی از وضع کردن یک خط داستانی است. در این بخش باید تم کلی داستان و جریان بازی را وصف کنید و در کنار آن به طراحی کارکترها، چارچوب کلی داستان و محیط بپردازید. این کار به تیم توسعه این فرصت را میدهد که دید کلی شما از بازی را درک کنند و بتوانند چیزی که در ذهن شما است را پیادهسازی کنند. در این بخش نویسنده باید تعیین کند که در کدام بخش بازی باید سکانسهای میانپرده قرار بگیرد و در کدام بخش نیازی به مانور دادن روی داستان نیست.
میتوانید خودتان را مثل یک نویسنده کتاب تصور کنید که میخواهید داستان تعاملیتری را به تصویر بکشید و در این میان باید جنبههای تکنیکالتری را در نظر داشته باشید و همچنین آزادیعمل هنری بیشتری را خواهید داشت.
توسعه شخصیتها
طراحی یک کارکتر پویا و درگیرکننده برای خط داستانی بازی بسیار حائز اهمیت است. بیایید با خودمان روراست باشیم؛ چه کسی دوست دارد که با کارکتری در طول بازی ارتباط بگیرد که خستهکننده است و هیچ جذابیتی را به بازی اضافه نمیکند؟ مشخصا هیچکس. پس طراحی درست کارکترها در طول بازی بسیار مهم است. یکی از ایرادات بزرگی که در بازیهای ویدیویی بزرگ وجود دارد، وجود کلی کارکتر اضافه است که هیچ پردازش خاصی روی آنها صورت نگرفته و حضور آنها در بازی تنها به چند دیالوگ بیربط منتهی میشود.
سعی کنید که کارکتر خود را به پویاترین شکل ممکن بنویسید. قابل ذکر است که هرچقدر بیشتر به تاریخچه و ریشه کارکتر خود بپردازید، مشخصا جذابیت کارکتر شما محسوستر خواهد بود. تعامل کارکترها با یکدیگر در بازی یکی دیگر از عواملی است که پلیرها میتوانند احساس مرتبط بودن با آنها پیدا کنند و نوشتن دیالوگهای کاربردی بین این شخصیتها از مهمترین عاملهایی است که بازی برای پلیر جذابتر خواهد شد.
تنظیم استوریبرد
استوریبرد مرحله نهایی نوشتن یک داستان کامل برای بازی ویدیویی است که در این مرحله باید تمام تکههای پازل را کنار یکدیگر بچینید؛ یا میتوانیم بگوییم که استوریبرد همان مرحلهای است که خط داستانی (ستینگ و پلات) با کارکترهای توسعهیافته ترکیب میشوند تا جریان داستان و روایت به خوبی شکل بگیرد. این بخش شامل تمام اتفاقاتی است که در داستان و روایت بازی رخ میدهد؛ در این بخش حتی باید مشخص کنید که در کدام قسمت از بازی قرار است سکانسهای میان پرده را تماشا کنیم. تمام دیالوگها، تصمیمگیریها، پیچشهای داستانی و حلقههای مختلف روایت هم در استوریبرد مشخص میشوند.
این بخش قطعا یکی از چالشانگیزترین بخشهای ممکن است؛ دو قدم اول تنها پیشزمینهای هستند تا بتوانید قدم آخر یعنی تنظیم استوریبرد را به خوبی، دقت و ظرافت انجام دهید. هر چقدر هم که در طراحی خط داستانی و کارکترها خوب عمل کرده باشید، اگر نتوانید به خوبی اتفاقات و رویدادهای بازی را کنار یکدیگر بچینید، به هیچوجه پروژه موفقی را نخواهید داشت.
بیشتر از یک شغل
باز هم روی این موضوع تأکید میکنم که نویسندگی بازیهای رایانهای چیزی بیشتر از یک شغل است و باید به آن علاقه زیادی داشته باشید؛ در کنار علاقه، باید توانایی روبهرویی با چالشهای زیادی را داشته و کوشش زیادی را خرج این راه کنید. ممکن است داستانهای اولیه شما به هیچوجه موردپسند مخاطبان پروژهتان قرار نگیرد اما با تکرار و تمرین، مطمئنا در آینده نتایج بهتری را کسب خواهید کرد.
برای شروع نوشتن مقالات مرتبط با بازی و داستانهای عناوین مختلف، میتواند کمک بسزایی برای پیشرفت شما در این امر کند و به مرور زمان و تجربه بازیهای مختلف و البته تمرینهای متعدد، میتوانید از نهایت پتانسیل و خلاقیت خود استفاده کنید، تا شاید یکی از بزرگترین پروژههای تاریخ بازیهای ویدیویی نوشته شما باشد.